هشت ماهگی

امیرعلی جانم دردانه ی خشگلم
ماهگیت مبااااااااارک
امروز فندقی ما هشت ماه ویک روز از زندگی شیرینشو سپری کردوبا بزرگ شدنش بیشتروبیشتر خودشو تو دل ما جا میکنه![]()
خاله جونم ایشالا تولد صدوبیست سالگیتو همراه با سلامتی وموفقیت باهم جشن بگیریم خیلی دوستت دارم فدات بشم![]()
جمعه عصر بخاطرهشت ماهگی بابارحمان
زنگ زدو گفت اماده بشین میخایم بریم بیرون ماهم خوشحال شدیم
و زود اماده شدیم اول رفتیم پارک نزدیک خونشون یکم گشتیم بعد رفتیم شام پیتزا
وساندویج
خوردیم و یه جشن کوچولوی چهار نفره که من و مامان جونی و مامانی و بابایی بودیم گرفتیم حسابی بهمون خوش گذشت
جای شما خالی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هشت ماهگی
