مهمانی مامان بزرگ جون

سلام به همه ی عزیزان و دردانه جون
طاعات و عباداتتون مورد درگاه حق قبول
خدارو شکر میگویم
که امسال ماه رمضان یک عضو کوچک دیگر
بر سر سفره ی افطار به جمع ما پیوسته و باوجود نازنینش زندگی مارو شیرینتر کرده
این مطلب برمیگرده به جمعه که عمه جون و عموجون دردانه از تهران اومدن و مامان بزرگ جونی(پدری) مهمونی داده بودن و اولین مهمونی رفتن شازده کوچولوی ما بود
امیرعلی ما که این روزا پرجنب وجوش شده
هی دست میزد و صدا درمیاورد و وقتی هم دخترعمه جونشو میدید میگفت به به مه مه اونا هم میخندیدن
خلاصه اون شب شبه به یادموندنی بود
و به کوچولومون خوش گذشته بود
![]()
فدای خندیدنت بشم من عزیزکم![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمانی مامان بزرگ جون
