امیرعلی دردانه ی ما

این چندوقت.....

سلام به همه ی دوستان گلم  این چندمدت طولانی که نبودیم پسریکی یه دونه ی ما امیرعلی جون برا خودش یه پا اقا شده و اداهای بزرگترا بخصوص بابا رحمان رو در میاره و با شیرین زبونیاش همه ی ما رو مجذوب خودش کرده که سر فرصت همه رو براتون مینویسم و اما تو این مدت که نبودیم اتفاقایی در اطرافمون افتاده که بگم خالی از لطف نیست قرار بود فردا 29 مهرماه عروسی خاله الهه باشه که یکی از اقوام نزدیک شوهر خاله الهه فوت میکنه و مراسم میمونه بعد محرم و صفر  پسمل دوم دختر عمو مریم تو راهه و تا چند وقته دیگه این فرشته ی کوچولو زمینی میشه عمو مهدی به همراه خانوادش رفته بودن زیارت امام رضا و دوهفته ای میشه که برگشتن و بلافاصله عمو مهدی و زن عمو ب...
28 مهر 1392

امیرعلی جون و روز مادر

  زن بودن کار مشکلی است: مجبوری مانند یک کدبانو رفتار کنی; همانند یک مرد کار کنی; شبیه یک دختر جوان به نظر برسی و مثل یک خانم مسن فکر کنی ای بزرگ هنرمند زمان خسته نباشی.... روزت مبارک ای مادر اینم امیرعلی وروجک خونه ی ما ...
11 ارديبهشت 1392

شرح كامل عقد خاله

سلام 31تيرماه عزيزترين به همراه دوتا خواهراش و هانيه دوستم كه معرف من بودن اومدن خواستگاري. عزيزترين پسردايي  و برادر زن داداش هانيه هست هانيه از دوستاي دوران دبيرستان هست تا به الان قرار شد مراسم عقدمون بعداز سالگرد بابام كه 21مرداد ماه بود( ولي مراسم سالگرد 20 مرداد بود) بشه درست يك روز بعداز مراسم سالگرد بابام روزشنبه زلزله مياد و يكي از اقوام عزيزترين فوت ميكنن و عقدمون به تعويق ميفته تو اين مدت من و عزيزترين البته با توافق و اجازه ي بزرگترا باهم بيشتر آشنا ميشيم و بعداز چهلم شوهر عمه ي عزيزترين حاصل اين مدت آشنايي رو كه جوابش مثبت بود رو به خونواده هامون ميديم سه شنبه ٩ آبان ساعت 4بعدازظهر مراسم بله برون: عزيزترين به...
29 بهمن 1391